فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
85
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
در جلو ردهء سوارهنظام ، چهارصد ايرانى حركت مىكردند . برخى از آنان زنبوركچى يا تفنگدار بودند و ديگران مسلح به كمان و تركشهاى انباشته از تير . اينان قسمتى از سربازان پادگان شهر را تشكيل مىدادند و حاكم قلعه نيز ساخلو ديگرى در اختيار داشت . حاكم شخصا احترامات لازمه را نسبت به سفير بجا آورد و پس از او فرمانده دژ و مستوفى نيز به همان شيوه از جانب خود و ديگر صاحبمنصبان همراهشان خوشامد گفتند . چون بيشتر مردم لار براى تماشاى پذيرايى به خارج شهر آمده بودند و تقريبا همهء صحرا و تنها جادهء ورودى شهر انباشته از جمعيت بود از طرف حاكم به گروهى از فراشان خلوت و ديگر صاحبمنصبان دستور داده شد كه به ضرب چوب راه را بگشايند . اما اين خشونت و تهديد ، و نيز اقداماتى كه برخى از افراد خود جمعيت به عمل آوردند ، نتوانست مردم را از هجوم و فشارى كه بطور گروهى براى ديدن لباس و شكل و شمايل سفير و خدمه و اطرافيان وى وارد مىآوردند باز دارد . [ شهر لار ] پس از مدتى توقف ، درحالىكه حاكم در طرف چپ سفير ، و صاحب منصبان و خدمهء هريك شانه به شانهء آنها و زنبوركچيها و كماندارانى كه پيشتر از آنها سخن گفتيم در اطراف آنان راه مىپيمودند ، مستقيما بسوى شهر حركت كرديم . چند لحظهاى بعد با دستهء موزيكى روبرو شديم كه مركب بود از دو شيپور كوچك ، چند نىانبان ، و چند دايره از نوع آنچه در بيسكاى « 78 » مىنوازند ، كه نواختن آنها بطور دستجمعى براى ايرانيان بسيار مطبوع و براى ما گوشخراش بود . فضا از آهنگى سخت عجيب و نابهنجار پر شده بود و چنان صدائى در سراسر دشت پيچيده بود كه آواى رعد نيز به گوش نمىرسيد . دف يا دايره كه آلت موسيقى بسيار معمولى ايران است شكل آردبيزهاى اسپانيائيهاست . جز اينكه اينان بسيار بزرگترند ؛ دايرهء چوبين اطراف آنها چندان پهن نيست از يكطرف ،
--> ( 78 ) Biscaye : يكى از ولايات باسك اسپانيا . - م .